وبلاگ دولت 63 درصدی
بزرگترین وبلاگ خبری تحلیلی سیاسی ایران
"آیات حسن القرمزی" در دانشکده تربیت معلم تحصیل میکند.
با لهجه محلی بحرینی شعر می سراید و مانند پدرش از شهرت قابل توجهی در این کشور برخوردار است.وی در چند ماه اخیر فعالیت گسترده ای در میدان لؤلؤ بحرین داشت و در یکی از اشعارش مستقیما از خلیفه بن سلمان آل خلیفه نخست وزیر بحرین انتقاد کرد که تشویق حاضران را به دنبال آورد.
آیات از آن روز بارها خصوصا در دانشگاه مورد تهدید قرار گرفت و نامه ها و ایمیل هایی سرشار از توهین اهانت و حتی تهدید به ضرب و شتم و قتل دریافت کرد.به گفته مادر آیات حتی در صفحات فیس بوک برای تهدید و توهین به این دختر شاعر جوان راه اندازی شد.به دنبال یورش نظامیان آل سعود به بحرین و تهدید و بازداشت خبرنگاران پزشکان وکلا و فعالان بحرینی سه هفته قبل نیروهای امنیتی برای بازداشت آیات به خانه او نیز حمله بردند.
مادر آیات می گوید :نظامیان و نیروهای اطلاعاتی چندین شب پیاپی به خانه ما حمله ور شدند وقتی آیات را نیافتند از ما محل اختفای او را پرسیدند که ما در پاسخ میگفتیم از همان روزهای تحصن در میدان لؤلؤ دیگر اطلاعی از او نداریم به دنبال ناتوانی از یافتن محل اختفای آیات شروع به ضرب و شتم اعضای خانواده تخریب اتاق ها و وسایل خانه و دزدیدن بعضی از جواهرات روی آوردند و درآخر وسایل شخصی آیات مانند کامپیوتر عکس ها و کتاب های او را برداشتند و فرمانده آنها به ما گفت که بیرون میروم تا سیگاری بکشم وقتی برگشتم مکان مخفی شدن آیات را به ما میگویید در غیر اینصورت خانه را خراب میکنیم بچه ها ازوحشت به خود میلرزیدند و ما قبول کردیم تا با آنها به مکان اختفای آیات در دانشگاه محل تحصیلش برویم.
در نتیجه نیرو های امنیتی این بانوی 20 ساله را شبانه به نقطه نامعلومی بردند.
در پی این رویداد خانواده آیات یک هفته در جستجوی نشانی از فرزند خویش به مراکز پلیس امنیتی و دولتی بحرین رجوع کردند اما پاسخی به آنها داده نشد.
به این ترتیب سرنوشت این شاعر جوان در هاله ای از ابهام قرار میگیرد.برخی رسانه ها از بستری بودن او در بیمارستان و بسیاری از رسانه های اینترنتی از شهادت او خبر دادند.
اخبار موثقی از درون کاخ پادشاه بحرین به دست آمده که حاکی از آن است که آیات را پس از دستگیری نزد حمد بن عیسی آل خلیفه پادشاه بحرین برده تا او را در مقابل دیدگان وی مورد شکنجه و تحقیر قرار دهند.
حمد بن عیسی آل خلیفه چندین سیلی به صورت آیات زده و وی را مورد فحاشی قرار میدهد
پس از آن این دختر جوان را به بخش دیگری منتقل کرده و 6 نیروی امنیتی وی را مورد تجاوز جنسی قرار میدهند.
هفته گذشته به دنبال تماس تلفنی شخصی ناشناس با خانواده آیات آنان به بیمارستان مراجعه می کنند.بنا به نوشته رسانه ها پزشکان بیمارستان تایید کرده اند که به این بانوی جوان به طور متعدد مورد تجاوز قرار گرفته که باعث به کما رفتن وی شده است.
ولی "آیات" هنوز زنده است...
عضو مرکز حقوق بشر بحرین در گفتگو با شبکه خبری العالم تاکید کرد آیات هنوز زنده است و خبر شهادت او شایعه ای است که رژیم بحرین بر سر زبان ها انداخته است تا برای حذف فیزیکی او زمینه سازی کنند.
کاش سرنوشت این بانو دروغ باشد...
کاش دروغ باشد آنچه ازسرنوشتش میگویند
کاش نشنیده بودیم نهیب علی (ع) را که 1400 سال است تن مسلمانان را میلرزاند که ای مسلمانان چرا نمردید از درد ربودن خلخال از پای زن یهودی...ولی الان چه کنیم از درد ربودن دختر شیعه از درد...
کاش دروغ می بود که رقیه (س) سیلی خورد از دست اجداد آل سعود و آل خلیفه
کاش دروغ بود آنچه بر زینب (س) رفت در شام
کاش دروغ بود روضه گوش و گوش واره...خیمه سوخته...عصر عاشورا...
ای خدا کاش دروغ بود کوچه مدینه...
سیلی فاطمه زهرا...
در و دیوار...
پهلوی شکسته...
گویا گل سرنوشت شیعه را با درد و رنج سرشته اند گویا قرار است محک بزنند عیار غیرت مردان عالم را و عیار ما مسلمانان را
اگه چشم و گوش نداشتیم که نمیدیدیم و نمیشنیدیم شاید دیگر تکلیفی هم نداشتیم...
اگر که گفته اند "کل یوم عاشورا و کل یوم کربلا" پس همیشه عاشورایی است که در کربلای امتحان باید ندای "هل من ناصر ینصرنی" امام زمانت را لبیک بگویی که اگر تعلل کنی از کاروان عشق جا خواهی ماند...
بخش هایی از اشعار آیات که در میدان لؤلؤ خواند :
ما زندگی در قصر نمیخواهیم
و هوای ریاست نداریم
ما مردمانی هستیم که ذلت و بدبختی را از بین خواهیم برد
ما انسان هایی هستیم که بدون اعمال خشونت
ظلم را از اساس ریشه کن خواهیم کرد
چرا که نمی خواهیم مردم در ضعف و بیچارگی باقی بمانند
من شهادت را جز در مرگ نمیبینم
و زندگی با ظالمان را جز ننگ و عار نمیدانم
خون مردمان بی هیچ گناهی ریخته میشود
گویی بحرین کربلاست...